ایجاد فرهنگ پرسشگری: پرسشگری در دوره ابتدایی

Classroom Management Plan Guide With Examples | Research.com

یادداشت سردبیر: این سومین وبلاگ از هفت وبلاگ از دوستان ما در موسسه پرسش درست (RQI) و معلمانی است که از روش ها و استراتژی های آنها استفاده کرده اند. می توانید معرفی و بررسی کلی این سریال را اینجا بخوانید. این قطعه شما را از تجربه دو معلم از شناسایی نیاز، مراحل انجام شده برای اجرا، استراتژی‌های خاص مورد استفاده و واکنش دانش‌آموز به روش RQI راهنمایی می‌کند.

چالش
آموزش مبتنی بر پروژه (PBL)، فرهنگ های تفکر، نقشه های تفکر، ساعت نابغه، فضای ساز. روندهای فعلی در آموزش ممکن است گاهی اوقات باعث شود مربیان احساس غمگینی کنند. پست‌های وبلاگ معلمان دیگر، فیدهای اینستاگرام و کلاس‌های پینترست را می‌بینید و نمی‌توانید احساس کنید که باید همه این کارها را نیز انجام دهید. این فشار کشش درونی می‌تواند باعث شود گاهی اوقات احساس شکست کنید، و در تلاشید که چگونه همه این ایده‌های عالی را در محدودیت‌های زمانی یک روز مدرسه ترکیب کنید. به‌عنوان مربی، نمی‌توانیم همه این کارها را انجام دهیم، اما می‌توانیم با تطبیق چند ایده جدید به روشی که برای ما راحت‌تر است، کاری را که فکر می‌کنیم برای دانش‌آموزان بهتر است انجام دهیم. خوشبختانه، ناحیه مدرسه و مدیر ساختمان ما را تشویق می‌کنند تا چیزهای جدید را امتحان کنیم و موفقیت‌ها و شکست‌هایمان را به اشتراک بگذاریم تا همه بتوانیم از یکدیگر یاد بگیریم.

ما در یک مدرسه متنوع در نووی، میشیگان هم تیمی های کلاس اول هستیم. دانشجویان ما به 32 زبان اصلی صحبت می کنند و حدود 47 درصد از دانش آموزان ما زبان آموزان انگلیسی (EL) هستند که به طور فعال آموزش زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم (ESL) دریافت می کنند. ما 14 درصد دیگر داریم که قبلاً زبان انگلیسی محدودی داشتند. با چنین جمعیت دانش‌آموزی متنوعی، هدف ما این است که اهداف زبان را در هر کاری که انجام می‌دهیم بگنجانیم.

در پایان سال گذشته، در حین تأمل در کلاس‌هایمان، پیشرفت حرفه‌ای (PD) که در آن شرکت می‌کردیم و کتاب‌هایی که خوانده بودیم، در مورد آنچه واقعاً برای ما به عنوان مربی اهمیت داشت صحبت کردیم. مهم نیست که درباره چه چیزی بحث می‌کردیم، یک چیز مدام تکرار می‌شد: ما می‌خواستیم دانش‌آموزانمان فکر کنند و عمیقا فکر کنند. ما می خواستیم آنها کنجکاو باشند. ما می خواستیم دانش آموزان کنترل یادگیری خود را در دست بگیرند و درگیر شوند. ما می‌دانستیم که برای دستیابی به همه اینها در کلاس اول کلاس و در عین حال که نیازهای دانش‌آموزان ESL خود را برآورده می‌کنیم، کارمان را تمام کرده‌ایم، اما می‌دانستیم که این مهم است.

نقشه دایره ای از سوالات

وادار کردن دانش آموزان به پرسیدن سوال و کنجکاوی در مورد یادگیری خود
تا زمانی که در یک PD درباره سؤال کردن در کلاس درس شرکت نکردیم، فهمیدیم که چگونه می‌توانیم دانش‌آموزانمان را وادار کنیم تا سؤالات معناداری بپرسند تا یادگیری خود را هدایت کنند. ایده اصلی این جلسه افزایش و تغییر انواع سوالاتی بود که ما به عنوان معلم از دانش آموزان خود می پرسیم. با این حال، چیزی که مجری گفت، ما را متاثر کرد: بچه‌ها در سن 4 سالگی به اوج سؤال پرسیدن خود می‌رسند. وقتی وارد مدرسه می‌شوند، سؤال به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. این باعث شد فکر کنیم که باید فراتر از معلمانی که سؤالات خود را افزایش می‌دادند. ما باید دانش آموزان خود را به انجام همین کار وادار می کردیم.

این زمانی بود که تکنیک فرمول‌بندی سؤال (QFT) را از مؤسسه Right Question پیدا کردیم. ما به زودی متوجه شدیم که این نه تنها شروعی برای واداشتن دانش آموزان به تفکر و پرسش بود، بلکه راه حلی بود برای استفاده از برخی از ایده ها و روش های هیجان انگیز دیگر و در واقع تطبیق آنها با روزگار ما! دانش آموزان ما ذاتا کنجکاو هستند. ما فقط باید حس کنجکاوی دانش آموزان خود را برانگیختیم تا آنها آماده بپرسند و به سؤالات خود پاسخ دهند.

معرفی QFT به کلاس اولی ها
برای معرفی تدریجی QFT از مدل کارگاهی استفاده کردیم. ما چندین روز را برای هر مرحله از فرآیند سپری کردیم تا اطمینان حاصل کنیم که دانش‌آموزان قبل از حرکت آماده هستند. در طول مراحل QFT، ما از نقشه‌های تفکر مختلف و روتین‌های فرهنگ‌های تفکر به عنوان داربست برای یادگیرندگان اولیه و دانش‌آموزان خود استفاده کردیم. این برای دانش آموزان کلاس اول چالش برانگیز است، اما الگوی کارگاه برای موفقیت در کلاس های درس ما ضروری بود.

مرتب سازی سوالات اولویت دار

نحوه پیاده سازی پروتکل QFT در کلاس ابتدایی
مرحله 1: تمرکز سؤال (پیشنهادی که سؤالات دانش آموز را برمی انگیزد)

از نقل قول‌های کتاب‌های مصور، به‌عنوان مثال، «این درخت درخت معجزه‌ای است»، از درخت کاپوک بزرگ، یا تصویری از یک کتاب تصویری بی‌کلمه، مانند چشم در مزرعه ذرت از «ناگفته» استفاده کنید.

از حقایق متون غیرداستانی استفاده کنید، مانند “کوسه ماهی است” یا “ماهی مرکب مانند موتور جت عمل می کند.”

مراحل 2 و 3: تهیه سؤال با استفاده از چهار قانون

دانش‌آموزان را در گروه‌ها یا مشارکت‌هایی مانند Think Pair Share برای ایجاد سؤالات در مورد QFocus درگیر کنید.

سوالات دانش آموزان را روی نقشه دایره ای یا کاغذ نمودار ثبت کنید تا در زمان صرفه جویی کنید.

برای کمک به دانش‌آموزان در فرمول‌بندی سؤالات خود، پایه‌های سؤالی ارائه دهید.

از دانش‌آموزان بخواهید سؤالات خود را روی یادداشت‌های چسبناک ثبت کنند و آنها را به کاغذ نمودار اضافه کنند یا از Padlet، یک ابزار آنلاین استفاده کنند.

با بلند خواندن یادداشت‌های چسبناک، از دانش‌آموزان بخواهید یادداشت‌های چسبناک خود را با صدای بلند بخوانند، یا با انجام یک برنامه فکری به نام Chalk Talk، به اشتراک بگذارید.

مراحل 4 و 5: طبقه بندی سوالات و اولویت بندی آنها

ابتدا سؤالات ایجاد شده قبلی را در کل گروه مرتب کنید.

از نقشه درختی برای طبقه بندی سوالات به عنوان باز یا بسته استفاده کنید.

به عنوان یک گروه کامل کار کنید تا نوع سؤالات را تغییر دهید، سپس دانش آموزان را به گروه ها و شرکا منتقل کنید تا تغییر سؤالات را تمرین کنند.

از دانش‌آموزان بخواهید که در مورد سه سؤال اصلی که فکر می‌کنند مهم‌تر هستند رأی دهند، یا سؤالاتی را که می‌خواستند ابتدا پاسخ آنها را بیابند تا آنها را اولویت‌بندی کنند. سوالات دیگر را قابل مشاهده نگه دارید تا کسانی که زودتر تمام می شوند چیزهای بیشتری برای کاوش داشته باشند.

مرحله 6: مراحل بعدی

با الگوبرداری از نحوه یافتن پاسخ در متن یا رایانه، دانش آموزان را از طریق خواندن و تحقیق هدایت کنید.

به دانش آموزان نشان دهید که چگونه با استفاده از کلمات خود یادداشت برداری کنند و به پاراگراف ها منتقل کنند.

انبوه حباب های شگفت انگیز!

5 راه برای استفاده از سؤالات ایجاد شده توسط دانش آموزان و ایجاد فرهنگ بزرگتر سؤال کردن
هنگامی که دانش آموزان را از طریق این فرآیند هدایت شده QFT هدایت کردیم، زمان آن فرا رسید که دانش آموزان به طور مستقل از پروتکل QFT استفاده کنند. ما چالش خود را می‌دانستیم: باید بفهمیم که چگونه می‌توانیم تجربیات یادگیری را که در آن دانش‌آموزان کنجکاوی خود را به پرسش‌ها و پاسخ‌های معنادار تبدیل می‌کنند، تسهیل کنیم. دانشجویان EL ما با واژگان محدود انگلیسی جنبه دیگری بود که باید در نظر گرفت. واضح بود که برای اینکه دانش‌آموزانمان به طور مستمر سؤالات معنی‌داری ایجاد کنند و پاسخ‌های معنادار را دنبال کنند، باید فرهنگی ایجاد کنیم که در آن پرسش‌گری تعبیه شده باشد، انتظار می‌رود و به صراحت آموزش داده شود.

در اینجا برخی از روال‌ها و استراتژی‌هایی است که برای پیشبرد QFT و پرورش جامعه پرسشگر بزرگ‌تر استفاده کردیم:

دیوار شگفت انگیز
ما در راه ایجاد یک جامعه پرسشگر از روز اول عمدی بودیم. امید ما این بود که فارغ از موضوع و وظیفه، پرسشگری همه جا باشد. در چند هفته اول مدرسه، دیوار شگفت انگیز را معرفی کردیم. دیوار شگفت‌انگیز ما به‌عنوان یک «پارکینگ» عمل می‌کند که دانش‌آموزان می‌توانند سوالاتی را که در مورد آن کنجکاو هستند ارسال کنند. به عنوان مثال، زمانی که ما شروع به یادگیری در مورد گذشته در مطالعات اجتماعی کردیم، دانش‌آموزان شروع به پرسیدن سؤالاتی از این قبیل کردند: “چرا در یک مدرسه فقط یک اتاق وجود دارد؟” و “اگر مجبور بودیم فقط با افرادی که شبیه من هستند به مدرسه برویم چگونه می شد؟” هنگامی که ما شروع به یادگیری در مورد آب و هوا در علم کردیم، دانش آموزان ما سؤالاتی از قبیل “طوفان چگونه تشکیل می شود؟” و “چه چیزی رعد و برق را می سازد؟” بهترین بخش زمانی بود که دانش‌آموزان سؤالات مشابهی داشتند، زیرا به ما کمک کرد متوجه شویم که دانش‌آموزانمان واقعاً به چه چیزی علاقه‌مند به یادگیری هستند و بر این اساس آموزش را هدف قرار دهیم. تنها نیاز ما در این زمان این بود که دانش‌آموزان سؤال بپرسند، نه بیانیه‌ای (که به طرز شگفت‌انگیزی برای دانش‌آموزان کلاس اول سخت است!). سپس، چند سوال از دیوار برای بحث در هر هفته انتخاب کردیم. به عنوان یک کلاس، در مورد اینکه چگونه سؤالات به ما کمک کردند تا در مورد موضوع بیشتر بدانیم صحبت کردیم و به ساختار سؤالات اشاره کردیم. تأکید ما روی سؤالاتی بود که آنها می پرسیدند، نه پاسخ ها.

سوالات اولویت دار

حباب های شگفت انگیز
حباب شگفت انگیز بلافاصله پس از معرفی پروتکل QFT معرفی شد. همه اینها در طول بلوک خواندن و نوشتن ما انجام شد. دانش آموزان هر QFocus را که کنجکاو بودند انتخاب کردند. دانش آموزان از QFocus خود برای انجام مراحل یک تا پنج پروتکل با کمک کمی استفاده کردند. با کمک ما، دانش‌آموزان با استفاده از کتاب‌ها، مقالات و موتورهای جستجوی مناسب برای کودکان مانند Kiddle.co به سؤالات اولویت‌دار خود پاسخ دادند. تماشای این موضوع هیجان‌انگیز بود، زیرا دانش‌آموزان ما بسیار درگیر بودند، با انتخاب توانمند بودند و مشتاق بودند تمام آنچه را که به تازگی به آنها آموزش داده بودیم با استفاده از QFT اجرا کنند. محصولات نهایی آنها Wonder Bubbles نام داشت و به دوستان کلاس سوم خود ارائه شد تا همه آنها را در مورد QFocus خود آموزش دهند!

حباب شگفت انگیزچهارشنبه شگفت انگیز
هر چهارشنبه برای کار صبحگاهی، از وب‌سایت Wonderopolis برای نمایش «عجایب روز» استفاده می‌کردیم. دانش آموزان با پرسیدن سؤالات بیشتر یا تلاش برای پاسخ به سؤال به شگفتی پاسخ می دهند. ایده در اینجا این بود که دانش‌آموزان را در معرض کلمات و ساختارهای پرسش‌گر قرار دهیم و با به اشتراک گذاشتن افکار خود، آنها را راحت در معرض خطر قرار دهیم. این به ویژه برای EL های ما مفید بود زیرا اکثر دانش آموزان ما احساس راحتی بیشتری در پرسیدن سؤالات در مورد شگفتی روز داشتند. این به ELهای ما اعتماد به نفس برای پرسیدن سؤال داد و به نوبه خود این ذهنیت را ایجاد کرد که اشکالی ندارد که پاسخ ها را ندانیم. قبل از خواندن پاسخ شگفتی، به عنوان یک کلاس دور هم جمع شدیم و دانش آموزان پیش بینی های خود را به اشتراک گذاشتند.

ساعت اکتشاف
ساعت کاوش چیزی بود که قبل از شروع آموزش پروتکل QFT معرفی کردیم. این ایده‌های Maker Space و Genius Hour را با تمرکز حول علایق دانش‌آموزان ترکیب می‌کند. هر جمعه حدود یک ساعت از زمان کلاس را برای ساعت کاوش اختصاص می دهیم. گاهی اوقات سؤال یا چالشی را مطرح می‌کردیم و دانش‌آموزان برای یافتن راه‌حل باید با هم همکاری می‌کردند. زمان‌های دیگر، دانش‌آموزان سؤالات خود را از دیوار شگفت‌انگیز بررسی کردند. بعد از اینکه ما شروع به آموزش اهمیت پرسیدن سوال از طریق QFT به دانش آموزان خود کردیم، آنها خواستند این کار را خیلی بیشتر انجام دهند. این زمانی بود که متوجه شدیم در ایجاد دانش آموزان کنجکاو، پرشور و کلاس اولی موفق بوده ایم!

ارتباط آموزش مبتنی بر پروژه (PBL).
ما اولین واحد PBL خود را بعداً در سال تحصیلی و پس از پایان آموزش QFT به فرزندانمان شروع کردیم و آنها تمرین زیادی داشتند که خودشان سؤالات را بپرسند و پاسخ دهند. QFT باعث شد PBL بسیار کمتر فراگیر شود. در این مرحله، دانش‌آموزان قبلاً سؤال کردن را بخشی از فرهنگ کلاس درس ما می‌دانستند، بنابراین انتقال به PBL بسیار روان‌تر بود. دانش‌آموزان اکنون می‌توانند به راحتی «نیاز به دانستن» ما را ایجاد کنند، که آنها را قادر می‌سازد تا یادگیری خود را از طریق واحد PBL ما هدایت کنند. ما واحد PBL خود را با واحد حیات حیوانات خود در علم ادغام کردیم و واحد نوشتن اطلاعات خود را با استفاده از نیاز PBL به دانستن به پایان رساندیم. پس از طرح سوال رانندگی PBL ما، که به عنوان QFocus عمل می کرد، دانش آموزان سوالات خود را با گروه بندی آنها در دسته بندی ها ایجاد و اولویت بندی کردند. دانش‌آموزان به صورت گروهی برای تحقیق درباره سؤالات خود کار می‌کردند، و ما همچنین مطمئن شدیم که مکانی را داشته باشیم که دانش‌آموزان بتوانند سؤالات بیشتری را در حین یادگیری مطرح کنند. دانش‌آموزان ما توانستند این کار را روی دیوار شگفت‌انگیز «عجایب جوجه‌ها» و روی پدلت کلاس ما انجام دهند. ما شاهد بودیم که دانش‌آموزانمان بر یادگیری خود کنترل می‌کردند و به پرسش‌ها و پاسخ‌های خود ادامه می‌دادند.

آیا شما قابل تدریس هستید؟

یکی از چیزهای مورد علاقه من در مورد مادر بودن تماشای فوتبال پسرم است. همراه با آن گفتگوهای پرشور و اغلب یک طرفه بعد از تمرین و بازی می آید. بسیاری اوقات، این گفتگوها نسبتاً بی‌اهمیت هستند (به هر حال در ذهن من)، زیرا او سعی می‌کند در مورد نمایشنامه‌هایی مانند «سوسو زدن کک» و «مجسمه آزادی» به من بیاموزد. او حتی ممکن است به من بگوید که چگونه سمت راست خط حمله «توپ را بیرون نمی‌کشد». (البته، او در سمت چپ است!) با این حال، چند شب پیش، او درباره بازخوردهایی که از مربی خط حمله خود دریافت می کرد با من صحبت می کرد. به خاطر داشته باشید که پسرم انتقاد را خوب نمی پذیرد – حتی اگر سازنده باشد. در حین گوش دادن به او، متوجه شدم که لحظه ای قابل آموزش در دستانم است. چیزی که در پی آمد یک گفتگوی عالی در مورد “مربی” بودن بود.

این گفتگو باعث شد به دوران معلمی خود فکر کنم. آیا من مربیگری بودم؟ جالب اینجاست که من به این پاسخ رسیدم: “گاهی اوقات.” من شروع کردم به فکر کردن در مورد فرصت هایی که برای یادگیری و بهبود آموزشم از دست داده بودم، زمانی که آنقدرها مربی نبودم.

در مورد آن فکر کنید. وقتی به شما فرصت پیشرفت از طریق بازخورد و تأمل داده می شود و از آن فرصت استفاده نمی کنید، آیا در واقع به خود و فراگیران آسیب نمی رسانید؟

حالا من از شما می پرسم، “آیا شما مربیگری دارید؟” شرط می بندم پاسخ شما شبیه من است. یا شاید شما فکر می کنید، “بستگی به این دارد که چه کسی کوچینگ را انجام می دهد” یا “آیا کوچینگ اجباری است؟” صرف نظر از دلیل، اگر پاسخ شما اساساً منفی است یا گاهی اوقات، این ایده ها را برای بهبود مربیگری خود در نظر بگیرید:

ابتدا یک ذهنیت رشد ایجاد کنید. تحقیقات به ما می گوید که داشتن یک ذهنیت رشد در مقابل یک ذهنیت ثابت می تواند تاثیر مثبتی بر موفقیت داشته باشد. اگر بدانیم که می‌توانیم باهوش‌تر شویم، متوجه خواهیم شد که تلاش ما را در تمرین قوی‌تر می‌کند. ما حتی به دانش آموزان این مفاهیم را آموزش می دهیم. این مقاله را در مورد اهمیت داشتن ذهنیت رشد معلمان و کارکنان بررسی کنید.
بعد، متوجه شوید که مربی در گوشه شماست. آنها از شما می خواهند که خوب عمل کنید. همیشه فرض کنید دیگران بهترین نیت را دارند.

در نهایت، اثر امواج را در نظر بگیرید. اگر مربی پذیر هستید و مایل به دریافت بازخورد برای بهبود هستید، آن را برای دانش آموزان و همکاران خود الگو می کنید. علاوه بر این، آموزش شما قوی‌تر می‌شود و بر موفقیت دانش‌آموز تأثیر مثبت می‌گذارد – بچه‌ها بیشتر یاد خواهند گرفت.
چه در کلاس درس باشید و چه در زمین فوتبال، مربی باشید!